حضرت محمد (ص) : اگر زنی خود را معطر کند و بر مردمی بگذرد که بوی او را دریابند زناکار است.

دعا پس از نماز شب

خدايا ، اى صاحب سلطنت جاويد و ابدى و اى سلطان مقتدر بدون لشگر و پشتيبان و اى عزيزى كه در گذر روزگار و گذشت سالها و سپرى شدن زمان و ايام همچنان باقى و پايدارى.
سلطنت تو برخوردار از چنان عزتى است كه نه ابتداى آن حدى دارد و نه منتهاى آن معلوم است و مقام پادشاهى تو چنان عالى است كه همه چيز پيش از وصل به آن مقام ، عاجز و ناتوان مى ‏شود. و نهايت توصيف وصف كنندگان ، به پايين ‏ترين درجه مقام و مرتبت اختصاصى تو نمى ‏رسد.

اوصاف در تو گم شده ‏اند و صفت ها در نزد تو درهم ريخته ‏اند و اذهان ظريف در بزرگى تو حيران ‏اند و اين چنين است كه تو خدائى هستى كه در اول بودن ، اولى و در اين ويژگى ، دائم و جاويدى و هرگز زوال نمى ‏پذيرى‏ و من بنده ‏اى هستم كه در عمل ضعيفم و اما امل و آرزويم بزرگ است ، اسباب وصول به سعادت از دست من خارج شده مگر آنچه رحمت تو به دست من رسانيده است. و رشته ‏هاى آرزو ها از من گسيخته شده مگر آنچه من بدان چنگ انداخته ‏ام كه همان عفو و بخشش توست ،‏ آنچه از طاعت كه بتوانم آن را به حساب آورم ، در نزد من اندك است و آنچه كه بدان باز مى ‏گردم يعنى معصيت و نافرمانى تو ، زياد است و بر تو سخت و دشوار نيست كه بنده ‏ات را - گر چه بد كرده باشد - ببخشى ، پس اينك از من در گذر ، خداوندا علم تو بر اعمال پنهان ما اشراف دارد و در نزد آگاهى تو ، هر پنهانى ، آشكار است و جزئيات امور هرگز بر تو مخفى نيست و مخفيات سريره ‏ها هرگز براى تو مغفول نيست.

و بر من غالب آمده دشمن تو (شيطان) كه براى گمراه نمودنم از تو مهلت خواست و تو به او مهلت دادى و تا روز قيامت براى اضلال من فرصت طلبيد و تو به او فرصت دادى. و او - در حالي كه من از گناهان كوچك هلاكت آور و از اعمال بزرگ پستى آور به سوى تو مى‏ گريختم - مرا مغلوب نمود. همين كه به معصيت تو نزديك شدم و در اثر كردار بد خود ، مستوجب خشم تو گشتم ، عنان مكر و فريبش را از من گردانيد و با سخن كفر آميز با من روبرو شد و از من تبرى جست و به من پشت نمود و روى برتافت و سپس مرا در بيابان ضلالت براى خشم تو تنها گذاشت و بى كس و يكه ، مرا به ديار نقمتت فرستاد.

در حاليكه نه شفيعى هست كه براى من در نزد تو شفاعت نمايد و نه هشدار دهنده ‏اى كه مرا در نزد تو ايمن گرداند و نه حصار محكمى كه حاجب بين من و تو باشد و نه پناهى در كار است كه از خشم تو به او رو كنم.
اين است مقام كسى كه به تو پناه آورده و جايگاه كسى كه در برابر تو اعتراف مى‏ كند. پس نبايد فضل تو از من دريغ آيد و عفو تو شامل حال من نگردد و من محروم ترين بندگان تائب تو و مأيوس ‏ترين آرزومندان نزد تو باشم و مرا ببخش كه تو بهترين آمرزندگانى.

خدايا تو مرا امر كردى و من آن را ترك كردم و نهى كردى و من مرتكب آن شدم و فكر نادرست ، خطا را براى من جلوه داد و من كوتاهى و تقصير كردم و من هيچ روزى را بر روزه گيريم ، گواه نمى ‏گيرم و هيچ شبى را پناه شب زنده ‏دارى خود سراغ ندارم و هيچ سنت مستحبى مرا تحسين نمى ‏كند كه آن را احياء كرده باشم ، مگر واجبات تو كه هر كس آنها را زير پا گذارد ، هلاك مى ‏شود.
و من هرگز با فضيلت نافله به تو متوسل نمى‏ شوم ، در حالي كه غفلت من در باره واجبات تو زياد است و من از حدود تو تجاوز كرده ، محرماتى را مرتكب شده ‏ام‏ و گناهان كبيره ‏اى را انجام داده ‏ام كه مصون داشتن من از رسوايي هاى آنها توسط تو ، براى من پوششى است.
و اين مقام كسى است كه از خودش در نزد تو شرمنده شده و بر خويش ، خشمگين و از تو راضى و خشنود است و از اين رو با روحى خاشع و گردنى خاضع‏ و پشتى سنگين از بار خطاها ، با تو روبرو شده ، در حالي كه بر سر دو راهى اميد به تو و هراس از تو ايستاده است. و تويى شايسته‏ ترين كسى كه به او اميد داشته و سزاوارترين كسى كه بايد از او بترسد و بپرهيزد.
پس بار پروردگارا ، آنچه اميد دارم به من عطا كن‏ و از آنچه مى ‏ترسم ، حفظم نما و با رحمت خود به من باز گرد، زيرا تو بهترين درخواست شدگانى.

بار خدايا ، تو كه در حضور همانند هايم در دار دنيا با عفوت مرا پوشاندى و فضلت را شامل حال من گردانيدى ، پس در آخرت نيز مرا از رسوائي هاى قيامت - در حضور گواهان يعنى فرشتگان مقرب و رسولان مكرم و شهدا و صالحان‏ مثل همسايه ‏اى كه گناهانم را از او پنهان مى ‏كردم و خويشاوندى كه در كارهاى مخفيانه خود از او شرم داشتم - حفظ فرما. خدايا من در حفظ و پوشانيدن اسرارم ، اعتمادى به آنها (نزديكان) ندارم ولى در آمرزش گناهانم به تو اعتماد نموده ‏ام ، و تو شايسته ‏ترين فرد مورد وثوقى و بخشنده‏ ترين فرد مورد رغبتى و رئوف‏ترين شخصى هستى كه از او طلب رحمت مى ‏شود ، پس بر من رحم كن.

خداوندا ، تو كسى هستى كه مرا - در آن هنگام كه نطفه ناچيزى بودم - از صلب پدر كه استخوان‏ هايى درهم فرو رفته و راه هايى تنگ است به تنگاى رحم مادر كه آن را با حجاب هايى پوشانيده ‏اى منتقل كردى ، در حالي كه مرا از حالتى به حالت ديگر در مى‏ آوردى تا اينكه صورت مرا كامل گردانيدى و در پيكر من اعضاء و جوارح قرار دادى ، بدانگونه كه در كتابت قرآن توصيف فرموده ‏اى :
نخست نطفه و سپس علقه (خون بسته) و مضغه (پاره گوشت) و استخوان و سپس استخوان را با گوشت پوشانيدى و نهايتا مرا خلقتى ويژه دادى آن گونه كه خود خواستى.

تا اينكه چون من به رزق تو محتاج بوده ‏ام و هرگز از يارى و فضل تو بى نياز نبوده‏ ام ، براى من از فضل طعام و شراب ، غذايى قرار دادى و آن را در اندرون كنيز خودت (مادر) جاى دادى و در جايگاه رحم او به وديعت نهادى. پروردگارا اگر در اين حالات مرا به توان خودم وا مى ‏گذاشتى و مرا به قدرت خودم مضطر مى ‏ساختى ، قطعا نيرو و توان از من سلب مى ‏شد و توانائى از من دور مى ‏گشت.
پس تو مرا از ره احسان همانند يك نيكوكار مهربان ، غذا دادى و اين كار را همچنان تا اين زمان كه هستم از باب كرم انجام مى‏ دهى. من هرگز نيكى تو را از ياد نمى ‏برم و زيبائى رفتار تو در حق من هيچگاه اندك نمى ‏شود. با اين همه ، اطمينان من به تو راسخ تر نمى ‏شود كه خود را براى انجام آنچه نزد تو براى من پر بهره‏ تر است مهيا سازم.

شيطان زمام مرا در سوء ظن و ضعف يقين به دست گرفته ، و از بدى مجاورت شيطان با من و پيروى نفسم از وى به تو شكايت مى‏ كنم و از سلطه او به دامن تو چنگ مى ‏زنم‏ و به سوى تو ناله مى‏ كنم كه راه رزق مرا آسان كنى. پس حمد و سپاس از آن توست در برابر نعمت هاى زيادى كه در ابتدا به من عطا كردى‏ و در برابر سپاس و شكرى كه به خاطر احسان و انعامت به من الهام فرمودى پس بر حضرت محمد صلى الله عليه و آله و آل او درود فرست و رزق را بر من آسان فرما و مرا در آنچه برايم مقدر ساخته ‏اى قانع كن‏ و در آنچه قسمت من قرار داده‏اى راضى ‏ام گردان و آنچه از جسم و عمرم گذشته است را در راه طاعت خودت قرار ده كه تو بهترين روزى دهندگانى.

خدايا من به تو پناه مى ‏آورم از آتشى كه آن را بر عاصيان سخت گرفته‏ اى و به آن وعيد داده ‏اى كسانى را كه روى از رضايت تو برتابند. و از آتشى كه نورش ، ظلمت است‏ و آسانش ، دردناك و دورش ، نزديك است. و از آتشى كه بعضى شعله‏ هاى آن ، ديگر شعله‏ ها را مى ‏بلعد و پاره ‏اى بر پاره ديگر حمله مى ‏برد. و از آتشى كه استخوان‏ ها را پودر مى ‏كند و بر اهل آتش ، نوشابه ‏اى گداخته مى ‏نوشاند. و از آتشى كه هرگز باقى نمى ‏گذارد كسانى را كه به سوى آن تضرع مى ‏كنند و رحم نمى‏ آورد بر كساني كه از آن طلب عطوفت دارند و قدرت ندارد كه تخفيفى قائل شود در حق كسى كه در آن خاشع است و تسليم آن شده است.
آتشى كه با ساكنان خود با دردناك ترين آنچه دارد بر خورد مى‏ كند يعنى با انتقام درد آور و ابتلاء شديد و به تو پناه مى ‏برم از عقرب‏ هاى دوزخ كه براى آزار دوزخيان دهان باز كرده ‏اند و از مارهاى جهنم كه با نيش ‏هايشان بر جهنميان حمله مى ‏برند و از نوشيدني هاى آن كه امعاء و احشاء ساكنان دوزخ را درهم مى ‏ريزد و دلهايشان را مى ‏درد. و من از تو هدايت مى ‏طلبم در امرى كه آتش را از من دور كند و عقاب را تأخير اندازد.

خدايا بر محمد صلى الله عليه و آله و آل او درود فرست و به فضل و رحمتت مرا از دوزخ حفظ فرما و به حسن گذشت خود، از خطاهاى من درگذر و مرا خوار مگردان ، اى بهترين پناهان. توئى كه از زشتي ها باز مى ‏دارى زيبائي ها را عطا مى ‏كنى و آنچه اراده كنى انجام مى ‏دهى و تو بر هر چيز توانايى.
خداوندا آنجا كه از نيكان ياد مى ‏شود و مادام كه شب و روز در كارند ، بر محمد صلى الله عليه و آله و آل او درود فرست ، درودى كه ابتدا آن هرگز قطع نشود و عدد آن قابل شمارش نباشد. درودى كه فضا را پر كند و زمين و آسمان را فراگيرد. درود بر رسول خدا صلى الله عليه و آله تا آنجا كه راضى شود و درود بر او و آل او پس از رضايت ، درودى كه حد و منتهايى برايش نباشد ، اى مهربانترين مهربانان.

عضویت در خبر نامه | معرفی به دوستان
| آداب ، اذکار ، احکام عبادات | مقالات | آداب و دعاهای مخصوص نماز | اعمال ماه های سال | زیارات | دعا ها و مناجات ها | صحیفه سجادیه |
| پایگاه جامع اسلامی مناجات |