امام باقر (ع) : از بی حالی بپرهیز ، زیرا کلید هر زشتی است و دین و دنیای انسان را تباه می کند.
صفحه اصلی صحیفه سجادیه دعای چهل و ششم

در روز عيد فطر و روز جمعه‏

اى كسى كه رحم مى ‏كنى بر كسى كه بندگانت بر او رحم نمى كنند. و اى آنكه مى ‏پذيرى كسى را كه سرزمين ها او را نمى ‏پذيرند. و اى كسى كه نيازمندان آستانت را خوار و كوچك نمى ‏كنى و اى آنكه اصرار كنندگان درگاهت را نااميد نمى ‏سازى ؛ و اى كسى كـه دست رد بر سينه روى آورندگان به بارگاهت نمى ‏زنـى ؛ و اى آنـكـه تحفه ‏هاى كوچك را مى ‏پذيرى و در برابر كارهاى اندك ، سپاس مى ‏گويى‏ و اى كسى كه كار ناچيز را شكر مى ‏گذارى و پاداشى بزرگ عطا مى‏ كنى ؛ و اى كسى كه به هر كه به تو نزديك شود، نزديك مى ‏شوى‏ و اى آنكه كسانى را كه به تو پشت مى ‏كنند ، خودت مى‏ خوانى‏ و اى كسانى كه نعمت ها را تغيير نمى ‏دهى و در انتقام و عذاب، شتاب نمى ‏كنى‏ و اى آنكه حسنات را ثمر بخش مى ‏سازى تا رشد دهى و از گناهان در مى ‏گذرى تا پنهانشان سازى.

با تأمين حاجات ، آرزوها پيش از نيل به منت هاى كرم تو روا شدند و ظرف درخواست ها با فيض بخشش هاى تو پر گشتند و اوصاف قبل از وصول به كنه وصف تو از هم پاشيدند و محو شدند. پس برتر از هر عالى، علو و بلندى از آن توست و بزرگى و جلال بالاتر از هر بزرگى ، مخصوص توست.
هر بزرگى در نزد تو كوچك است و هر شريفى، در كنار شرافت تو حقير و ناچيز است. آنها كه بر غير تو وارد شدند به حق ضرر كردند و آنها كه به جز تو به سوى ديگران رفتند دچار خسران گشتند و آنـهـا كــه در آستان غير تو گرد آمدند ، تباه شدند و همه آنها كه به دنبال كسب چيزى بودند گرفتار قحطى گشتند مگر آنها كه به دنبال كسب فضل تو بودند.
درگاه تو به روى علاقه‏ مندان گشوده وجود و بخشش تو براى گدايان آستانت جارى است و ياري ات نسبت به يارى جويان نزديك است.
آرزومندان هرگز از تو نااميد نمى ‏شوند و آنها كه به سوى تو مى ‏آيند هيچگاه مأيوس نمى‏ شوند و آمرزش خواهان هرگز با انتقام و عقاب تو به شقاوت گرفتار نمى ‏گردند.
روزى تو (حتى) براى كـسـى كــه تو را نافرمانى مى ‏كند نيز گسترده است و شكيبايى تو شامل آن كس كه با تو دشمنى نموده نيز مى ‏شود. عادت تو نيكى بــه گناهكاران است‏ و سيره و روش تو مدارا با تجاوز كاران است تا آنجا كه اين ملاحظات تو آنان را از توبه و بازگشت غافل نموده و اين مهلت دادن ها ايشان را از اجتناب از گناه باز داشته است.

خدايا تو فقط از اين جهت در باره گناهكاران تأنى نمودى كه آنان به امر تو باز گردند و مهلتشان دادى چرا كه به دوام سلطنت خود مطمئن بودى ؛ پس هر كس كه اهل سعادت باشد پايان كارش را سعادت رقم زدى و آن كس كــه اهــل شـقـاوت بـاشـد ، در جـهت آن او را گرفتار خذلان ساختى ؛ همه آنان سرانجام به حكم تو باز مـى‏ گــردنــد و امـور آنان به فرمان تو باز گشت مى ‏كند ، در طول مدت و مهلت آنان ، استدلال تو از استحكام نمى ‏افتد و به خاطر عدم شتاب در قضاوت در باره آنان، برهان تو باطل نمى ‏گردد.
دليل تو پا برجا و زايل نشدنى است و سلطه تو ثابت و پايدار است ، پس عذاب دائم براى كسى است كه از تو روى بر گرداند و يأس ذلت ‏بار از آن كسى است كه از درگاه تو نوميد شود و بالاترين شقاوت از آن فردى است كه در پيشگاه تو غرور و تكبر بورزد.

چه بسيار است تغير و تـحـول او در عذاب تو ، و چه طولانى است درنگ حيرت آميز او در عقاب تو ، و چه دور است سرانجام او از گشايش ، و چه نوميد است از آسانى راحتى و رهــايــى ! همه اين‏ها البته بر مبناى قضاوت عادلانه ‏اى است كه هرگز در آن ظلم نمى ‏كنى و حكم منصفانه‏ اى است كه ابدا در آن ستم نمى ‏نمايى.
تـو حـجـت ها را آشكار ساخته ‏اى و عذر و بهانه را از ميان بر داشته‏ اى و تهديد و انذار از عذاب را اعلام فرموده ‏اى و در تشويق و تـرغـيـب بندگان با مهربانى اقدام نموده ‏اى ، و مثال هاى عبرت آموز بيان داشته‏ اى و مهلت بسيار در اختيار آنان قرار داده‏ اى و در عين حال كه در عقاب آنان مى ‏توانى شتاب كنى ، آن را به تأخير انداخته ‏اى و با اينكه مى ‏توانى در بازخواست ، سرعت به خرج دهى، در آن تأنى مـى ‏كنى.

درنگ تو البته از روى ناتوانى نيست و مهلت دادنت از جـهـت سـسـتـى نـمـى ‏بـاشد و خوددارى تو به خاطر غفلت نبوده و انتظارت از باب مماشات نيست بلكه براى آن است كه دليل تو رساتر و كرم تو كامل تر و احسان تـو فـراوان تـر و نـعـمـتت تمام تر باشد. (آرى) ، همه اين امور بوده و تو اين چنين بوده ‏اى و از اين پس اين امور هست و تو نيز پا بر جايى.

دليل تو برتر از آن است كه كاملا توصيف شود و مجد و عظمت تو بالاتر از آن است كه كنه و انتها آن مـعـلـوم گردد و نعمت تو افزون تر از آن است كه تماما به شمارش در آيد و احسان تو بيشتر از آن است كه بتوان كمترين آن را سپاس گفت.
سكوت ، مرا از ستايش تو باز داشته و امساك و خوددارى ، مرا از تمجيد تـو نـاتـوان سـاخـتـه اسـت و نهايت تلاش من، اقرار به واماندگى است خدايا خود رغبتى به اين حالت ندارم، اما چه كنم كه عجز مرا به اين حالت كشانده است.
پس اينك ، اين من عاجزم كه قصد ورود به محضر تو دارم و از تو حسن عطا و بخشش طلب مى ‏كنم پس بر محمد و آل او درود فـرســت‏ و راز و نياز مرا بشنو و دعـايـم مـسـتـجاب گردان و روزگار مرا با نااميدى به پايان مبر و درخواسته ‏ام دست رد بر پيشانى من مزن و رفتنم از پيشگاهت و باز گشتم به درگاهت را كريمانه مورد عنايت قرار ده.
به راستى تو در آنچه اراده كنى در تنگنا قرار نمى ‏گيرى و در اعطاء آنچه از تو در خواست شود ناتوان نمى ‏باشى‏ و تو بر هر كارى توانايى و هيچ تحول و توانى نيست مگر به قدرت خداى بلند مرتبه بزرگ.

عضویت در خبر نامه | معرفی به دوستان
| آداب ، اذکار ، احکام عبادات | مقالات | آداب و دعاهای مخصوص نماز | اعمال ماه های سال | زیارات | دعا ها و مناجات ها | صحیفه سجادیه |
| پایگاه جامع اسلامی مناجات |